چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچوقت فکر آمدن نیست منتظر مهمان عزیزی باشی!! که فانوس خانه اش ديگه روشن نیست. چقدر سخت است آدم را از آرزوهایش دور کنند. او را به مسیر ناخواسته ای مجبور کنند چقدر سخت است دست نوشته هایت را نخوانده خاک کنند اسمت را از خاطره ها پاک کنند
+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت22:26توسط هیفا |
|
About
من هیفا 23 سالمه و این وبلاگو واسه دل خودم و اسامه مهربونم که اونم ازین به بعد توی این وبلاگ با من همراهی می کنه می نویسم... من و اسامه الان حدود 3 ساله که با هم همسفریم و امید داریم که اینجا برامون بشه خانه دوممون که توش بتونیم دوستای خوبی پیدا کنیم...امیدوارم ما رو هرگز فراموش نکنید...به امید دیدار...