تبليغاتX
مرا با فراموشى هم آغوش نكن..... - ...

مرا با فراموشى هم آغوش نكن.....

زندگي حکايت مرد يخ فروشي است.....که از او پرسيدند فروختي؟؟؟ گفت نخريدند تمام شد!!!

چقدر سخت است منتظر کسی باشی
که هیچوقت فکر آمدن نیست منتظر مهمان عزیزی باشی!!
که فانوس خانه اش ديگه روشن نیست.
چقدر سخت است آدم را از آرزوهایش دور کنند.
او را به مسیر ناخواسته ای مجبور کنند
چقدر سخت است دست نوشته هایت را نخوانده خاک کنند
اسمت را از خاطره ها پاک کنند

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت22:26توسط هیفا | |