تبليغاتX
مرا با فراموشى هم آغوش نكن..... - قدر یکدیگر بدانید

مرا با فراموشى هم آغوش نكن.....

زندگي حکايت مرد يخ فروشي است.....که از او پرسيدند فروختي؟؟؟ گفت نخريدند تمام شد!!!

امروز هم رفت , امروز هم مرد , شاید که فردا
مانند امروز , من هم بمیرم ... شاید نباشم
شاید که فردا از مهر چشمت محروم باشم ...
شاید که حتی , فردا غباری از غربت عشق
بر روی قلبم ماوا بگیرد ... ای نازنینم
لختی تامل , لختی تفکر , شاید که فردا
من مرده باشم ...
در قلب یک گور آرام و غمگین در خواب باشم
از لذت عشق , از لطف ابراز , محروم باشم
یک شاید تلخ ... شاید نباشی , شاید نباشم ...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت19:58توسط هیفا | |