تبليغاتX
مرا با فراموشى هم آغوش نكن.....

مرا با فراموشى هم آغوش نكن.....

زندگي حکايت مرد يخ فروشي است.....که از او پرسيدند فروختي؟؟؟ گفت نخريدند تمام شد!!!

دیدی گفتم خیلی زود دیر می شه؟

یه زمانی برگشتنت ارزوم بود ولی حالا تو اومدی اما...

 من اسمتو گذاشتم قشنگترین اشتباه نازنین دیروزم...

ولی دیگه خیلی دیر شده عزیزم...

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت16:14توسط هیفا | |

یه زمانی می خواستم دنیارو بگیرم تا مال من باشد اون مال خودم!

اما این دنیا می لغزیدو فرار می کرد از لای انگشتانم...

حالا همین حالا دیگه نمی خوام دنیارو بگیرم

می خوام فقط و فقط یه تیکه از دنیا باشم...

یه جزئی از اون...

می خوام زندگی کنم فقط همین!

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت15:25توسط هیفا | |


به خداوند نگوييد مشكلي بزرگ داريم به مشكلهايتان بگوييد خدايي بزرگ داريم

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت22:47توسط هیفا | |

نازنين ديروزم! هر انسانى شانس عاشق شدن و به زمين خوردن و
دوباره بلند شدن و اوج گرفتنو نداره
ولى تو اين شانسو به من دادى, فقط به خاطر اين يكى ازت ممنونم
ولى به خاطر همه ى بدى هات من ديگه منكر عشق خواهم بود
بابت اين يكى چى؟ بازم بايد ممنون باشم؟


توبه اندازه ى تنهايى من خوشبختى
و من به اندازه ى زيبايى تو غمگينم

قبلا فكر مى كردم واسه زندگى بايد بهونه داشت اما حالا فهميدم واسه زندگى بايد بها داد

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت13:15توسط هیفا | |

ازادى يعنى رها شدن از من! از هر تصويرثابت و تعريف شده از تو ! از هر قالبى كه
پرواز را نا ممكن مى ساز د , از اسارت هر فكرى كه تو را محدود مى كند
ازادى يعنى ابديت ! يعنى حركت به سمت جادوى جاودانگى
!!!!!!يعنى صعود در لحظه

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت12:50توسط هیفا | |

نگو چرا اين جوري شد؟
چرا که با اين گفتنت ممکن دل يکي بسوزه.
مسافر برو وادامه سفر زندگيت رو تنها باش ولي
هميشه اميدوار باش به دعاي يه همراه که هميشه برات دعا مي کنه
خدا کنه که حداقل خدا اين يکي دعاش رو قبول کنه
سفرت بي خطر مسافر

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت22:39توسط هیفا | |

روزهايي كه صبح تا شبش به اميد يه ذره تغيير ميدوم و فقط مي بينم كه جز دلتنگي چيزي ديگه نيست...
يكي از همين روزها كه دلم بيشتر از هر وقتي بهانه ات را ميگيرد و من بي توجه به بهانه هاي دلم به زندگي كردن ادامه ميدهم نميدانم دلتنگي هايم را با كدام واژه به تصوير بكشم
دلتنگي هاي شبانه ام را به دست كدوم باد بسپارم
آيا بادي هست براي دلتنگي هاي وقت و بي وقت اين دل خسته....؟
نميدانم! من پر از دردم.. پر از سردي... پر از تنهايي... پر از دلتنگي
... اين روزها تنهاييم را بيشتر دوست دارم چونكه هر لحظه اش با تو بودن را برايم يادآور ميشود.. خوب ميدانم كه توي يكي از همين روزها كه پر از دلتنگي و بهانه هستم
پر خواهم كشيد

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت22:33توسط هیفا | |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی
که هیچوقت فکر آمدن نیست منتظر مهمان عزیزی باشی!!
که فانوس خانه اش ديگه روشن نیست.
چقدر سخت است آدم را از آرزوهایش دور کنند.
او را به مسیر ناخواسته ای مجبور کنند
چقدر سخت است دست نوشته هایت را نخوانده خاک کنند
اسمت را از خاطره ها پاک کنند

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت22:26توسط هیفا | |

زندگى يك سفر است
حرمت اعتبار خود را هرگز در ميدان مقايسه ى خويش با ديگران مشكن
كه ما هر يك بيگانه ايم
موجودى بى نظير و بى تشابه
و ارمان هاى خويش را
به مقياس معيارهاى ديگران بنياد مكن
تنها تو مى دانى كه بهترين در زندگى ات چگونه معنا مى شود
زندگى مسابقه نيست
زندگى يك سفر است
و تو ان مسافرى باش
كه در هر گامش
ترنم خوش لحظه ها جاريست

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت21:53توسط هیفا | |

وقتى مى گم برايتان ارزوى همه چيزو دارم يعنى اين كه زندگى سرشار ازچيزهاى خوب داشته باشيد
يعنى اين كه
برايتان باران ارزو مى كنم تا قدر خورشيد را بدانيد
برايتان سلام ارزو مى كنم تا بر خداحافظى هميشگى غلبه كنيد
ما مى توانيم براى همه كسانى كه مى شناسيم ارزوى زندگى با تمام ابعاد و ويزگى هايش داشته باشيم
برايتان ارزوى همه چيزو دارم

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت21:27توسط هیفا | |

دلى كه پر از محبت باشدبراى هر چيزى جا دارد و اگه خالى از محبت باشد
براى هيچ چيز جا ندارد.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت17:42توسط هیفا | |